عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 6 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

شب یلدا

سلام به همه ی دوستای ناز خودم شب یلدا رفتیم خونه ی مامانی و حسابی خوش گذروندیم.  فکر کنم از همه بیشتر به عسل جونم فرشته ی زمینی مامان خوش گذشته. چون دختر عموهای نازش بیتا و تینا دو تا عروسک ناز هم اونجا بودن.  و همش با هم در حال بازی میکردن. مامانی و بابایی هم زحمت کشیده بودن و کلی خوراکی آماده کرده بودن برامون که دستشون درد نکنه همش خوشمزه بود واقعا.   راستی مامانی هم زحمت کشیده بود و یه لباس خیلی ناز برای عسل جونم نفس مامان کادو دادن که خیلی خوشگله و عسل جونم کلی ذوق کرد.         ...
7 دی 1392

خاطرات سفر مشهد

سلام به همه یدوستای گل گلی خودم  خوبیییییییییین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وای که چقدر دلتنگتون بودم خدارو شکر که سالم و سلامت رفتیم و برگشتیم خیلی خیلی بهمون خوش گذشت واقعا. جای همتون خالی بود . تا جایی که یادمه خاطراتمونو مینویسم براتون حرم خیلی خلوت بود و خیلی راحت با عسل میرفتیم زیارت میکردیم و میومدیم. بعدش هم کلی میگشتیم. جاهای زیادی رفتیم. کل مشهد رو زیر و رو کردیم. الماس شرق رفتیم که واقعا خیلی قشنگ بود. روز چهارشنبه هم به همراه دخملی رفتیم سرزمین موجهای آبی  که از ساعت 10 صبح رفتیم داخل و ساعت 7 بعد از ظهر بود که اومدیم بیرون. خدایی خیلی خوشگل بود و ح...
7 دی 1392

یا امام رضا

سلام به همه ی عزیزای دل خودم  بازم امام رضا قربونش برم مارو طلبیده و داریم میریم پابوسش  فداش بشم من که انقدر مهربونه  برای همه ی دوستای عزیزم و برای همه چشم به راهها دعا میکنم. البته خودمم محتاجم به دعا از همه ی لحظاتمون سعی میکنم که عکس بگیرم.  حالا خبر ندارین که دخمل مامان چقدر خوشحاله و داره عشق میکنه.    فداش بشم آخه بعد عید هر جا گنبد میدید میگفت اونجا مشهده. دورت بگردم شایدم امام رضا بخاطر دل مهربون تو مارو دوباره طلبیده. ایندفه سه نفری میریم. خانوادگی خیلی خوشحالم خیلی...
21 آذر 1392

تولدت مبارک داداش گلم

سلام به همه ی دوستای نازم امروز تولد یدونه داداش گلمه   خیلی دلم گرفته چون نمی تونم برم پیشش و الانم پیشش نیستم  ولی داداش جونم برات آرزوی بهترینهارو دارم و از ته دل برای آرزوی خوشبختی میکنم.  خوش بحالشون الان دور هم میگن و میخندن منم که جز تلفن زدن کار دیگه ای نمی تونم انجام بدم خلاصه که خیلی دلتنگ داداشمم و خیلی دوست داشتم الان بغلش میکردم و با یه بوس بهش تبریک میگفتم. ولی خب نشد دیگه قسمت این بود .  خدارو شکر راضیم به رضای خدا.  عزی...
20 آذر 1392

آرزویی برای تو

    وقتی لبخند دنبال جایی برای نشستن میکند با تمام وجودم آرزو میکنم لبهایت در آن نزدیکی باشد. آرزو می کنم هیچ راه نجاتی نداشته باشی وقتی غرق خوشبختی هستی. شبت پر از ستاره هایی باشه که همیشه سفارشتو به خدا می کنن که همیشه ماه بمونی. آرزو می کنم که همیشه شاد باشی و همیشه برای مامان و بابا بخندی دختر نازم.   ...
18 آذر 1392

تولدت مبارک کیتی

سلام به همه ی دوستای نازم دیروز اومدم خونه و دیدم که اتاق عسل منفجر شده وقتی گفتم عسل اتاقت چرا بهم ریخته ست تازه فهمیدم که تولد عروسکش کیتی بوده. عسل جونم براش تولد گرفته بود. آخه مامان فدای اون تخیلت بشه عزیز دلم اتاقتو زدی ترکوندی هااااااااااا  اما فدای سرت دوباره برات تمیزش میکنم همین که عسلم شاد باشه برای من دنیا دنیا ارزش داره نفسم  اینم عکسای اتاق عسل جونم:                  ...
18 آذر 1392

آاموزش های هفته ی سوم آذر ماه

واحد کار انسان   شعر : من دخترم_من پسرم   من دخترم  من دخترم                  روبان دارم روی سرم موهام بلند و خوشگله                 چشام به رنگ عسله عروسکم خانم گلی                    لپاش قشنگ و تپلی لباس خوشگل به تنش               هزار تا گل رو پیرهنش     من پسرم    ...
17 آذر 1392

برف بازی

سلام عزیزای دل بنده جمعه ساعت 1 بعد از ظهر بود که دوست بابا زنگ زد و گفت حاضر بشین تا بریم کوهای اطراف با هم برف بازی کنیم.    ما هم چون خیلی دلمون گرفته بود از خدا خواسته زودی قبول کردیم و آماده شدیم. بعد رفتیم و جاتون خالی کلی بازی کردیم و حتی آدم برفی هم درست کردیم.  خدایی خوش گذشت خیلی اینم عکسایی که از عسل جونم گرفتم            اینجا هم عسل داره با بابا آدم برفی درست میکنه     اینم عسلی و دو...
16 آذر 1392

بازم آدم برفی

دیروز بعد از اینکه بابا از سر کار اومد خونه عسل گفت که یه آدم برفی دیگه درست کن برام . بابا هم هنوز طفلک کفشاشو در نیاورده بود که شروع کرد و برا عسلی یه آدم برفی درست کرد. ولی ایندفه چون وقت زیاد بود یکی خوشگلشو درست کرد. اینم عکس آدم برفی عسل جونم:                             دنیا فدای چشمای نازت دختر گلم  خدا جونم عسلمو به همراه بابا مرتضی به تو میسپارم. ...
15 آذر 1392